آن روزهای خوب...

آن روزهایی که از شکاف پلکهای من...

آوازهایم ،چون هباب از هوا لبریز،می جوشید....

چشمم به روی همه چیز میلغزید...

آن روزها رفتند....

ودختری که گونه هایش را....

با برگهای شمعدانی رنگ می زد....آه...

اکنون زنی تنهاست.....!!!!