میشنوی.......!!!!
دیگر صدای نفسم نمی آید......
به دار آویخته مرا....بغض نبودنت.....
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 21:18 توسط ملودی
|
دیگر صدای نفسم نمی آید......
به دار آویخته مرا....بغض نبودنت.....
وقـتـے حـس میڪنم
جایــے در
ایــטּ ڪره ے خاڪے
تــو نفـس میڪشـے و
مـטּ
از
هــماטּ نفـس هایتـــ نفـس میڪشم آرام مــی
شوم
تـو
بــاش
هـوایـتـــ ! بـویـت ! بـراے زنده
مانـدنـم ڪافـــے ست
آدمها همینند.....!!!!
نفس میدهی.....لهت میکنند....
که پس از این قسمتها.....
سالها....منتظر قسمت آخر باشم...!!!!
همان محله قدیمی پاییز...
منتظرم هنوز.....
اما زرد....اما خشک.....!!!!
گاهی بیاد می آورم تورا....... زیر پا که میمانم....!!!!؟؟