کاش می توانستم تمام دلتنگیهایم را بر کوله بار خدا میریختم تا با تنهائیش به کول بشد
بدون هیچ خمی بر ابرواما افسوس که داده را پس نمیگیرد...

+ نوشته شده در سه شنبه سی ام مهر ۱۳۹۲ ساعت 22:22 توسط ملودی
|
کاش می توانستم تمام دلتنگیهایم را بر کوله بار خدا میریختم تا با تنهائیش به کول بشد
بدون هیچ خمی بر ابرواما افسوس که داده را پس نمیگیرد...

خــــدایـــا...
هیچ کـــســو.....
بــه کـسـی کـه قــسـمـتش
نیـسـت ...
عـادت
نــده...
تـو
خــدایی....
نـمـیدونـی دل
بـشــکـنـه
چــقدر درد داره ..

چشمـاشو بست و رفت... !!!

دلم...دل بریدن میخواهد...کمی اشک....
کمی بهت...کمی بغض آسمانی...........
کمی دور شدن از این جنس آدم........!!!!!!!!!!

برای همیشه خواب میماندم.....!!!!!!!!!
گاهی هم میگویند :دوستت دارم
وزودتر از آنکه بفهمی ...بره ای....
خاطراتت را میدرند.....
و تو میمانی وتنی که بوی گرگ گرفته....!!!!!!!!
از چشمم بیفتی