من خسته ام و غرورم اجازه نمی دهد بیفتم از پا.
حتی تبرهایی که در ریشه ام گیر کرده اند
با تعجب نگاهم می کنند و می گویند:
این درخت مگر چند ساله است؟
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم آذر ۱۳۹۱ ساعت 17:10 توسط ملودی
|
من خسته ام و غرورم اجازه نمی دهد بیفتم از پا.
حتی تبرهایی که در ریشه ام گیر کرده اند
با تعجب نگاهم می کنند و می گویند:
این درخت مگر چند ساله است؟
تمام تنم می سوزد از زخم هایی که خورده ام
دردِ یک اتفاق که شاید با اتقا قِ تـو
دردش متفاوت باشد ویرانم می کند
من از دست رفته ام ، شکسته ام
می فهمی ؟
به انتهایِ بودنم رسیده ام ؛
اما اشک نمی ریزم
پنهان شده ام پشتِ لبخنـدی که درد می کند
دنیا به ما نیامد.....!!!!