سکوت کوچه های تار جانم گریه میخواهد
تمام بند بند استخوانم گریه میخواهد
ببار ای ابر باران زا میان شعرهای من
که بغض آشنای آسمانم گریه میخواهد
بهاری کن مرا جانا که من پایبند پاییزم
و آهنگ غزل های جوانم گریه میخواهد
نمی خواهم دگر آیینه را چشمان من مردند
که در متنش نگاه ناتوانم گریه میخواهد
چنان دق کرده احساسم میان شعر تنهایی
که حتی گریه های بی امانم گریه میخواهد....
.
+ نوشته شده در شنبه هجدهم شهریور ۱۳۹۱ ساعت 15:47 توسط ملودی
|
با من تنها بگو این قصه را